![]() |
![]() |
|
| مطالب و تصاوير معماري |
|
هتل Fox در کپنهاگ (دانمارک) 21 هنرمند رو از سراسر دنیا دعوت کرده تا اتاق هاش رو دکور بزنن. حاصل کار هم یه مجموعه هنری فوق العاده ست که توش از مانگاهای ژاپنی تا نقاشی خیابانی پیدا میشه!
Fun. Geneviève found herself working on interiors for the first time with the Hotel FOX. She loved the freedom of the project because she got the opportunity “to control everything; walls, floor – you’re the boss! It’s just your stuff and nothing else: No logo and no barcode to add! The glorious, technicolor-dream-coat room where rocking horse people eat marshmallow pies.”
Deep comfort. Hoppek hopes his guests will find his rooms crazy but he is honest enough to say that he designed them principally for himself rather than anyone else: “Everything I do is for myself, I try to do what I like. I am an egoist and get paid for it. – You are a baby: The soft sewn world of a baby’s cradle: No hard edges, no nasty big world just primary colours and primary comforts. Come to Mummy.”
Spacing out. Interact describes his room designs as being “like a flip book in motion”. He was interested in “feeling the space” rather than just coming up with paintings for the walls.
North vs. south. Room 209 was designed by Manuel: “It is about chance. I'm deeply impressed by the influence of chance on our lives and what we make of it. Tell me a story about spirits of the Black Forest and Amazonia. I am a small animal finding my way. Trees are like chess pieces. Rocks are dice. Life is a game of chance.”
Idea, colour and space. Kim’s rooms for Hotel FOX are his first venture into interiors: “I wanted to try and make psychological rooms as much as physical ones. To make rooms as stage sets. To make rooms that I hadn't seen before”. Hiorthøy hopes that guests will respond to his rooms either with irritation or enthusiasm; “both are good”, he says: “Hello. Green, orange, green, green, brown, red, grey.”
Feeling special. Container came up with a royal theme for their four rooms “to emphasise the feeling of being special that one gets when one stays in a hotel.” They also based their rooms on the four suites in a pack of cards. Room 309 is clubs: “FOXy deep red paints and fabrics mixed with a dark and sultry palette makes this a seductive and sophisticated room. It is designed to intoxicate and relax – like a nightclub with beautiful sexy princess women, party-divas, and men who look like clowns.”
Form and function. E-Types are also conscious of their pedagogic duties and hope that a stay in their rooms will make their guests think and reflect upon the different issues embedded in the design.
Wonder. Being Swiss, Güdel decided to use the ultimate kitsch literary theme for his rooms: The story of Heidi by Johanna Spyri. “If you come from Switzerland, like me, you always have at least one grandfather who was a farmer...” he says.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 19:27 توسط سوسن |
|
|
1.مکعب آبی
![]() 2_سازه هرمي جادوگران ![]() 3_كوههاي مونت ماريا ![]() 4_نزديكتر به خدا ![]() 5_بنايي تيغه مانند ![]() 6_يك شاهكار هنري ![]() 7_جذاب و عظيم ![]() ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 13:7 توسط سوسن |
|
|
آثار و ابنیه تاریخی شهرستان بوكان
موقعیت جغرافیایی و تاریخی شهرستان بوكان : شهر بوكان مركز شهرستان بوكان استان آذربایجان غربی با پهنه ای حدود 8 كیلومتر مربع در جنوب استان در مسیر راه میاندوآب ـ سقز در 36 درجه و 31 دقیقه عرض شمالی و 46 درجه و 12 دقیقه طول خاوری نسبت به نصف النهار گرینویچ قرار دارد و ارتفاع آن از سطح دریای آزاد 1370 متر می باشد . درباره نام أین شهر نیز هماند دیگر شهرها نظرات زیادی وجود دارد . بعضی ها بر أین باورند كه « بو » به معنی سرزمین و « كان » به معنی معدن است و بوكان به معنی سرزمین معدن است . اما باور غالب درباره نام أین شهر أین است كه واژه بوكان از دو كلمه « بوك » به معنی عروس و « آن » علامت جمع تشكیل شده و بوكان در معنای « عروسان » معنی می دهد . زیرا أین شهر به دلیل دارا بودن آب و هوای مطبوع و باغهای زیبا ، سرسبز و خرم ، همانند عروسی زیبا ، به آرایش طبیعت آراسته بوده است و همچنین بخاطر داشتن جایگاه چهارراهی ، بیشتر روستائیان پیرامون آن ، هنگام عروسی كه عروسشان را از یك آبادی به آبادی دیگر می برده اند از میان بوكان می گذشتند و در پیرامون استخر آب آن به رقص و پایكوبی میپرداختهاند . این شهرستان از شمال به حومه شهرستان میاندوآب از شرق به شاهیندژ از جنوب به سقز كردستان و از سمت غرب به مهاباد متصل شده است . آب و هوای بوكان در زمستان سرد و پر برف و در تابستان نسبتاً گرم است . اراضی بوكان به علت وجود رودخانه سیمینه رود كه از شمال به جنوب در امتداد جاده شوسه ، بوكان به میاندوآب در جریان است حاصل خیز می باشد .
مسجد حمامیان : |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 11:1 توسط سوسن |
|
|
پیشرفتهای دانش معماری جهان قابل پیشبینی برای ما نیست؛ معماری با سرعتی بیش از سایر علوم میتازد تا با بهرهگیری از تکنولوژیهای جدید زمینه را برای زندگی بهتر در دنیای کاملا مدرن شده عصر حاضر آماده کند.
معماران در تلاش خود برای تبدیل ایدههای ذهنیشان به عمل، از هیچ تلاشی فروگذار نیستند. چراغ آتلیهها در طول شبانهروز روشن است و پیران عرصه معماری در کنار دانشجویان مبتدی نوآوری را با تجربه در هم میآمیزند تا بشر بیش از پیش به زندگی در مکان مصنوع دلبسته شود. دیگر زمانه ساختمانهای افقی تمام شده است و اگر روزگاری ویلاسازی دلمشغولی انسان به شمار میآمد، نیاز جهانی امروز، معماران را به سمت ساختمانهای عمودی میکشاند. معماران امروز در دفاتر بزرگ خود نشستهاند و منتظر تا از طریق اینترنت، کارفرمایی آنها را به طراحی جدیدی فراخواند. آن جا که جنگ معمار و مشکلات آغاز میشود موانع پیش رو میآیند و تنها او است که باید از دل تمامی محدودیتها برای خود عرصهای بیابد تا در آن به بیان ایدههای راهگشای خود همت گمارد. محیط زیست و معماری سبز از سوی دیگر، جهانی که در جزئیترین افعال خود، تکنولوژی را به خدمت گرفته میرود تا محیطزیست را در آلودگیهای گوناگون حاصل از تجمع کارخانهها و تولیدیها و خدماتیها فروبلعد. دانشهای مختلف جهانی از پنجاه سال پیش بر آنند تا در کنار اکتشافات جدید علمی به راهحلهایی برای کاهش آلودگی، کاهش مصرف انرژی و در نهایت پایین آوردن سوختوساز منابع طبیعی بپردازند. معماری نیز از این قاعده مستثنی نیست و بلکه بیش از علومی چون پزشکی و گیتاشناسی در پی آشتی با محیط زیست است. دنیایامروز در قالب دانش معماری سبز و معماری محیطزیست در پی کشف دوباره مقوله محیطزیست در قالب بناها و ساختمانهاست و در این زمینه کشورهای مختلف دست به فعالیتهای متنوعی زدهاند. با این حساب نباید تعجب کنید که جزیره دبی نیز بیکار ننشسته و با تمام توان در پی آن است که تا چند سال آینده نمونهای از این نوع معماری را در خود داشته باشد. مهندس الهام علویزاده در سایت آرونا به نمونهای از این برجها اشاره کرده که تمامی انرژی خودش را تامین میکند. وی مینویسد: «این برج که قرار است در دبی ساخته شود، برج انرژی نام دارد و تمام انرژی خود را تامین خواهد کرد. یک توربین بادی بسیار عظیم در بام برج قرار دارد و به موازات آن سلولهای فتوولیتک قرار گرفتهاند. شکل سیلندری این برج به منظور ایجاد کمترین سطح ممکن در مقابل نور خورشید است». یک محافظ خورشیدی از کف تا سقف، 60 درجه از نمای دایرهای بنا را در مقابل تابش بسیار شدید آفتاب محافظت میکند. نور تابیده بر سایر بخشهای نما توسط پوشش معدنی پنجرهها تعدیل میشود. سنت ایرانی در دست بیگانهها دبی شهر گرما است، شهری که دما در بعضی از روزهای آن بیش از 50 درجه سانتیگراد گزارش شده است و اگر این گرما به عنوان محدودیت به حساب بیاید، راهکار آن میتواند اسباب بالارفتن ظرفیت طراحی ساختمان انرژی را بالا ببرد. برای مقابله با گرما، طراحان پروژه از دو راهبرد بهره بردهاند. نخست در پوشش بنا و جنس پنجرهها است: نمای این برج از یک نوع محصول جدید شیشه وکیوم ساخته خواهد شد که در سال 2008 وارد بازار میشود. پنجرههای باکیفیت بالا دارای محافظهایی برای جلوگیری از ورود گرمای بیرون هستند، چیزی که در منطقهای با دمای 50درجه سلسیوس در تابستان ضروری است. این پنجرههای دارای شیشه وکیوم، دوسوم کمتر از شیشههای معمولی امروزی حرارت را از خود عبور میدهند. اما راهکار دیگر طراحان برای مقابله با گرما در طراحی سازه مطرح میشود. آنها با بهرهگیری از نوع معماری ایران در یزد بهره گرفتهاند. بله! همان بادگیرهای خودمان. صدها سال پیش در اکثر مناطق حارهای ایران از بادگیر در سقفها استفاده میشده که این تکنولوژی بعدها به مناطق عربنشین غرب ایران مانند، عراق، کویت و بحرین وارد شده و هم اینک قرار است، در برج انرژی بازآفرینی شود. نمونههای عربی بادگیرها در ساختمانهای سنتی کشورهای همسایه درحالحاضر به علت تهویه طبیعی مورد توجه و علاقه خاص توریستها هستند. هوای خنک از بازشوهای بالای بادگیر وارد میشود و به علت سنگینی به سمت پايین حرکت میکند و هوای گرم سبک را به بالا میراند و به این ترتیب تهویه مطبوعی در فضاهای داخلی بنا انجام میگیرد و دما برخلاف گرمای شدید محیط بیرون متعادل میشود. علویزاده در بخش دیگری از نوشتارش در معرفی برج انرژی مینویسد: «در این برج نیز از عملکردی مشابه بادگیر استفاده شده است. فشار منفی ایجاد شده توسط بادشکنها در طول برج، هوای مصرف شده را از درون اتاقها از طریق درزهای هوا به بیرون نمای ساختمان میکشد. همزمان هوای تازه از طریق سیستم داکت وارد فضا میشود. آب دریا نیز برای خنکی بیشتر مورد استفاده قرار خواهد گرفت. سه برج خنک کن کمک میکنند تا دما به 18 درجه سيلسیوس برسد. داکتهای شفاف هوای تازه را وارد آتریومها و از آنجا به کریدورها و دفاتر اداری میکنند». طراحان قصد دارند از طنابهای فلزی برای آویزان کردن باغچههای معلق استفاده کنند. همزمان با این کارها، سیستم خنکساز زیرزمینی، آب را خنک کرده و از طریق لولههای تعبیه شده در کفها به طبقات میفرستد. دور افتاده از قطار دبی همراه با شهرهای بزرگ دنیا چون شیکاگو، نیویورک و پاریس در تلاش است تا برجی دوستدار محیطزيست بسازد و جالب اینجا است که اکثر الگوهای چنین طرحهای از شرق آمده است. حالا سوال اینجا است که در بحران ساختوساز کشور، جایی که «اوستا حسن» یک تنه وظایف مهندس معمار و مهندس عمران و مهندس جوش و خلاصه مهندس طراح را به عهده میگیرد و بحران مسکن همچنان به عنوان اولین دغدغه هر خانوار ایرانی مطرح است، تا چه زمانی باید از این قافله عقب بمانیم؟ اگر امروز تمام جهان در پی اکتشافات جدید در زمینههای مختلف توجه به محیطزيست دارد و ما در بنگاهها و بانکها به دنبال 40متر سقف بالای سر، پاسخگوی این تفاوت کيست و در کجا است؟ دبی یک شهر آرمانی نیست، حتی در اندازههای کوچک شهر مساعدی برای زندگی به حساب نمیآید، اما با تمام توان خود به دنبال این است که به موزهای کوچک از «آنچه شما خواستهاید» بدل شود و ما به عنوان همسایه این شهر ساحلی باید برای جلوگیری از سرمایههای معنوی و مادی خود هم که شده فکری به حال این فاصله بکنیم و لااقل در زمینه دانش و اطلاعات پیشرو باشیم به امید روزی که بتوانيم در همین سرزمین ایدههایمان را به عمل بدل کنیم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390ساعت 18:31 توسط سوسن |
|
آجرلعابدار قلاچی بوکان (۸۰۰ق.م)یادگاریهای که تنها عکسهای آن در دست خودمان مانده |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 18:45 توسط سوسن |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
آزادی را فقط در مجسمه آن یافتم
|
|
RSS
|